کلمه ( به معنای گفته ) و خود کلمه از کلم به معنای جراحت که اثر ظاهر و ملموسی دارد و وجه اشتراکش با کلمه اینه که بعضی از سخنان هم همان طور که زخم و یا جراحت اثری بر جا می گذاره سخن هم تاثیر معنوی بر ...
به خواندن ادامه دهید[ویکی الکتاب] معنی مَثَابَةً: محل رجوع - محل گردهمایی(از ماده ث - و - ب است ، که بمعنای برگشتن است ) ریشه کلمه: ثوب (۲۸ بار) «مَثابَة» در اصل از مادّه «ثوب» به معنای بازگشت چیزی به حالت نخستین است، و از آنجا که خانه کعبه مرکزی ...
به خواندن ادامه دهید۱. [مجاز] مرکز چیزی.۲. (زمینشناسی) جا و مرکز فلزات و سنگها که در زیر یا روی زمین بهطور طبیعی انباشته شده؛ کان.
به خواندن ادامه دهیدواژه پارسی_آریایی زعم گویش دیگر zgam ( زگم←زئم←زعم ) به معنای حس گمان رای ساخته شده از لغت اوستاییzga - به معنای دنبال کردن همریشه با seek انگلیسی همانطور که لغت اوستایی ایس به معنای جستجو امروزه به شکل حس به کار میرود.
به خواندن ادامه دهیدکانسار یا پلاسر در زمینشناسی، شامل تجمعی از کانیهای ارزشمند در معدن است که در طی فرآیندهای رسوبی تشکیل میشوند. این نام، از کلمه اسپانیایی placer به معنای شن آبرفتی برگرفته شده است.
به خواندن ادامه دهیدمعنی عَدْنٍ: ماندنی و از بین نرفتنی - اقامت - ماندگاری(کلمه عدن مصدر و به معنای اقامت و استواری است ، مثلا گفته میشود فلان عدن بالمکان معنایش این است که فلانی در فلانجا ماندگار شد ، و معدن را به ...
به خواندن ادامه دهیدموهبت (مجموعه تلویزیونی). موهبت ( ترکی استانبولی: Atiye ) یک سریال ساخت ترکیه است که در نتفلیکس پخش شده است، فصل اول این سریال ۸ قسمت دارد و بازیگر اصلی آن برن سات است. این سریال بر اساس رمان بیداری جهان ( به ترکی استانبولی ...
به خواندن ادامه دهیددپو، واژهٔ غربی دخیل در زبان فارسی است که در معنای [انبار کردن اجناس و وسایل] به کار می رود؛ بالاخص برای انبار کردن به قصد تحصیل و کسب سود وافر. ... در زبان پزشکی این کلمه به داروهایی گفته می شود ...
به خواندن ادامه دهیدترجمه کلمه measure به فارسی | دیکشنری انگلیسی بیاموز #Bamooz #dictionary. معنی و ترجمه کلمه انگلیسی measure به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - میزان (موسیقی) (اسم) 2 - اقدام (اسم) 3 - مقیاس ...
به خواندن ادامه دهیدلغت نامه دهخدا به صورت آنلاین با قابلیت جستجو و مرور سریع واژگان فارسی به همراه سامانه توسعه و افزودن و ویرایش واژه و درج نظر برای واژه در قالب پروژه پارسی ویکی ...
به خواندن ادامه دهیداستخراج ( انگلیسی: Extraction ) یک فرایند شیمیایی است که در آن فرایند جداسازی اتفاق می افتد. استخراج می تواند جداسازی مایع از مایع یا به شکل استخراج فاز جامد باشد. فرایند استخراج معمولاً از دو فاز غیرقابل امتزاج تشکیل شده که ...
به خواندن ادامه دهیداگر بیع در تعریف حقوقی آن به معنای مبادلۀ کالایی در برابر عوض معینی موردنظر باشد، باید توجه داشت که بخش مهمی از جا به جایی اموال، به خصوص در جوامع بدوی، جابه جایی هایی بیرون از دامنۀ بیع، و بیش ...
به خواندن ادامه دهیدسنخیت به معنای تناسبت و مناسبات داشتن بین به فرض علت و معلول است، یعنی از هر علتی آثار متناسب با خودش را باید انتظار داشت؛ در نتیجه یکی از معنب های سخنیت تناسب، مناسبات داشتن هست!
به خواندن ادامه دهیدکان به معنی کلمه اصیل لری است. معدن چشمه روستای ماسندرکان بوده یعنی جایی که چشمه زیادداشته است زنده بادتمام میهن وهمیهنانمان درجای جای ایران زمین ... در قرآن به معنای سرچشمه کلام و ادب که باید ...
به خواندن ادامه دهیدکاربرد واژه Beruf بهمعنای شغل واژه Beruf در آلمانی معنای نزدیکی با "شغل" یا "کار" در فارسی دارد. از Beruf برای اشاره به فعالیتی (معمولاً منظم) استفاده میشود که در مقابل آن پول دریافت میکنیم.
به خواندن ادامه دهیدمعنی و ترجمه کلمه انگلیسی vintage به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - سبک قدیمی (اسم) 2 - ساختهشده بین سالهای 1919 و 1930 (وسیله نقلیه) (صفت)
به خواندن ادامه دهیدفهمیده شده، دانسته شده، آنچه به فهم وادراک در آید ۱ - ( اسم ) فهمیده شده دانسته . ۲ - ( صفت ) آنچه که فهمیده و ادراک شود . ۳ - آنچه از لفظ فهمیده شود.از شنیدن لفظی موضوع معنایی بذهن می آید که آنرا مفهوم و مدلول گویند .
به خواندن ادامه دهیدماین به معنای من و کرافت به معنای سازه که میشه سازهٔ من، یه جورایی هم به معنای معدن چی هستش یه بازیه پر طرفدار. توسط موجانگ ساخته شده.
به خواندن ادامه دهیدمعنی و ترجمه کلمه انگلیسی implement به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - ابزار (اسم) 2 - انجام دادن (فعل) Toggle drawer menu. خانه انتخاب دیکشنری ...
به خواندن ادامه دهیدیاد بگیریم مهندس معدن به معنای واقعی به چه معناست ثبتنام در خبرنامه در خبرنامهی سایت مهندسی معدن حرفهایی رو که در سایت زدیم ادامه میدیم و اخبار جدید رو بهتون اطلاع میدیم.
به خواندن ادامه دهیدعید به معنای جشن، اصل این کلمه هم از عود بوده و در اصل به معنا بازگشت است. واو عین الفعل قلب ( یا تبدیل ) به یاء شده و دلیل نامگذاری آن به این دلیل است که چون هر سال این مراسم تکرار می شود و به نحوی ...
به خواندن ادامه دهیدمعدن . [ م َ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بارمعدن است که در بخش سرولایت شهرستان نیشابور واقع است و 1232 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
به خواندن ادامه دهیدترجمه و معنی انگلیسی کلمه و یا عبارت یا اصطلاح فارسی "معدن" عبارت است از mine, ore, mineral. عبارت های فارسی دیگر که معادل یا مشابه عبارت فارسی "معدن" هستند و یا کلمات این عبارت را دارند نیز در ذیل ...
به خواندن ادامه دهیدواژه نقره از کلمه سُغدی "نکرتک" اخذ شده و به تدریج وارد زبان فارسی شده است. ... کوموش در گویش ترکی عثمانی و گوموش در گویش ترکی آذربایجانی به معنای نقره است. معدن کوموشکوی هفتمین معدن بزرگ نقره ...
به خواندن ادامه دهیدواژه ساز یک برنامه جالب برای یافتن لغات معنی دار فارسی با حروف دلخواه است. بیایید با ۲سایتواژهساز👆 لغت نامه خود را غنی کنید.
به خواندن ادامه دهیدمعادن. [ م َ دِ ] ( ع اِ ) ج ِ معدن به معنی کان جواهر از زر و سیم و جز آن. ( آنندراج ). کانها. ج ِ معدن که به معنی کان است. ( غیاث ) : معادن پس نبات آنگاه حیوان به هم بستند یکسر عهد و پیمان.
به خواندن ادامه دهیدمعنای ضمنی= آنچه که بطور کلی از چیزی مفهوم گردد، که مخالف معنای تحت الفظی میباشد. ... معین، فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ مترادف ها و متضاد ها، معادل فارسی کلمه یا به شیوه درست تر برابر پارسی واژه ...
به خواندن ادامه دهید[ویکی الکتاب] معنی رُکْنٍ: هر چیزی است که ساختمان ، بعد از بنیان بر آن تکیه دارد مانند ستون و پایه.(رکون اعتمادی است که توأم با میل باشد ،به معنای میل کردن به سوی چیزی و تسکین دادن خاطر به وسیله آن است ، و کلمه رکن به معنای ...
به خواندن ادامه دهیدریشه کلمه: ... دیکشنری آبادیس شامل بخش هایی نظیر دیکشنری به زبان های مختلف از جمله انگلیسی، فارسی، عربی و همچنین بیست دیکشنری تخصصی با تلفظ انگلیسی و آمریکایی، ترجمه مخفف و کلمات اختصاری ...
به خواندن ادامه دهیدمنحط. [ م ُ ح َطط ] ( ع ص ) انحطاطیافته. انحطاطیابنده. پست شونده. پست شده. به زیر آمده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : از مرتبه خویش منحط شود و به مراتب بهایم رسد یا فروتر از آن آید. ( اخلاق ناصری ). || دوش نیکو.
به خواندن ادامه دهید